موارد جایز بودن غیبت

388 viewsعمومیاحکام غیبت

موارد جایز بودن غیبت

در چه مواردی غیبت کردن از دیگران جایز است؟

حانیه Answered question 29 آذر 1400
0

غيبت يعنى در غياب شخصى کارهاى بد و ناپسند و يا عيوب و نقائص جسمى و اخلاقى او را براى ديگران بازگو کردن و به طور کلى گفتن هر چيزى که غيبت شونده از گفتن آنها ناراحت مى ‏شود. علماى اخلاق و نيز فقها در اين نکته اتفاق نظر دارند که مواردى پيش مى آيد که غيبت کردن در آن جايز و حتى گاهى واجب است و اين به خاطر عوارض و عنوان هاى خاصى است که بر غيبت مترتب مى گردد.
به تعبير ديگر، غيبت به خودى خود و به عنوان اولى حرام و گناه کبيره است ولى گاهى عنوان ثانوى و تازه آن عنوان اولى را تحت الشعاع قرار مى دهد و در موارد خاصى غيبت مجاز يا واجب مى گردد و اين در جايى است که پاى مصلحت مهمترى در کار باشد به گونه اى که حفظ آن مصلحت بر مفاسد بزرگ غيبت غالب و چيره گردد.
از جمله مواردى که داخل در اين استثناء است موارد زير است:

1- در مورد دادخواهى و رفع ظلم و گرفتن حق که اگر شخص مظلوم افشاگرى نکند کسى به داد او نمى رسد و حق او پايمال مى گردد. اين همان چيزى است که قرآن کريم مى فرمايد: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سميعا بصيرا خداوند دوست ندارد کسى با سخنان خود بدى ها را اظهار کند مگر آن کس که مظلوم واقع شده خداوند شنوا و دانا است»[1]

2- در مورد بدعت گذاران و توطئه گران و کسانى که بر ضد مصالح مسلمين نقشه مى کشند که اگر کار آنها برملا و آشکار گردد مردم به پا مى خيزند و جلوگيرى کامل يا نسبى مى کنند، غيبت اين گونه افراد نيز جايز بلکه واجب است.

3- در مورد مسلمانى که جان يا مال يا ناموسش از سوى ديگرى در خطر قرار گرفته و او آگاه نيست، افشاى اين خطر نيز جايز بلکه گاهى واجب است.

4- در مورد مشورت يعنى در آنجا که کسى مى خواهد مثلا با ديگرى ازدواج کند يا شرکتى تشکيل دهد يا مسافرت نمايد و از انسان درباره شخص مورد نظرش سؤال مى کند، در اينجا امانت در مشورت اقتضا مى کند آنچه را مى داند و در مورد آن برنامه تأثيرى گذارد افشا کند چون پرده پوشى در اين گونه موارد خيانت است و خيانت در مشورت جايز نيست.

5- در مورد شهادت دادن در جايى که از انسان تقاضاى شهادت کنند، نيز غيبت کردن جايز است چون مصلحت شهادت قوى تر است.

6- طرف متجاهر به فسق باشد يعنى، هيچ گونه پروايى نداشته باشد که علناً به گناه و معصيتى دست بزند، که در خصوص گناه علنى او غيبت جايز است.

7- ممکن است فردى را براى سمتى نظير نمايندگى يا رياست قسمتى خاص، نامزد نموده و مورد بحث قرار دهند. در اينجا انسان مى ‏تواند اگر نقطه ضعفى را اطلاع دارد که خداى ناخواسته با پيدا کردن آن سمت، به اسلام و انقلاب ضربه مى‏ زند، به مسؤولين گوشزد کند.

8- فرض بفرماييد بيمارى است که نمى‏ خواهد بعضى از اسرارش نزد طبيب فاش شود و از طرفى چاره ‏اى نيست و طبيب براى معالجه بايد بداند. در اينجا نيز مى‏ توان على ‏رغم خواست بيمار، پزشک معالج او را در جريان امر قرار داد. غيبت نسبت به گناهان پنهانى جايز نيست و در نتيجه اگر شخص مبتلا به ارتکاب گناهى است که ديگران از آن خبر ندارند، ذکر آن گناه حرام است.

9- اگر در مورد خاصى احتمال منحرف شدن شخصى در اثر هم‏نشينى و عدم اطلاع از مفاسد وى وجود دارد، مى‏ توانيم شخص مورد نظر را از معاشرت با آن گنه ‏کار منع کنيم. در اين راستا بايد کمال احتياط را رعايت نمود يعنى، در مرحله اول تنها مى‏ توانيم بگوييم که «اين معاشرت به صلاح شما نيست» و حق بازگو کردن معايب و گناهان آن شخص را نداريم، پس بايد اين کار را مرحله به مرحله و به صورت تدريجى انجام دهيم.

10- کسى که ادعاى منصبى را داشته باشد که صلاحيت آنرا ندارد مثلا شخص بى لياقتى ادعاى فقاهت مى کند و متصدى امورى مى شود که اهليت و صلاحيت آنرا ندارد مى توان مردم را به نواقص او توجه داد.

بازگو کردن عيوب فردى که ديگران از آن باخبرند، جايز نيست و آگاه بودن ديگران از اين عيب مجوز بيان آن نمى باشد، به خصوص اگر موجب ناراحتى آن فرد گردد. اگر چه حکم غيبت را ندارد اما حکم آزار مؤمن و متنفر کردن ديگران از مؤمن را به دنبال دارد.

پي نوشت:
[1] سوره نساء، آيه 48.
چهل حديث امام خمينى، ص 315.
نقطه هاى آغاز در اخلاق اسلامى، ص157.
معراج السعاده» مرحوم احمد نراقى.
اخلاق الهى» حاج آقا مجتبى تهرانى.
گناهان کبيره، شهيد دستغيب شيرازى، بحث غيبت.
پرسمان.

حانیه Answered question 29 آذر 1400
0